هفته قبل امکان این فراهم شد که برویم یکی از فیلمهای جشنواره فجر در سینماتوگراف موزه سینما. آخرین بار که این سینما را رفتیم حدود 10 سال قبل و پیش از دنیا آمدن ملیکا جان بود. فیلم غبار میمون را دیدیم که برای ملیکا جان مناسب نبود. نشست توی لابی و با سرفیس مشغول تماشای کارتون شد. قصد ندارم فیلم را نقد کنم. فقط جنبه هایی از فیلم برایم جالب بود و آن اینکه بخش عمده ای از لوکیشن فیلم در آرشیو و کتابخانه بود و یکی از نقش های عمده در این فیلم نقش کتابدار بود که با یکی از بازیگران اصلی فیلم برای تبادل اطلاعات تعامل بسیار داشت. شاید از معدود دفعاتی بود که یک فیلم ایرانی به نقش کتابدار در تبادل اطلاعات می پرداخت. هر چند که متوجه نشدم دقیقاً نقش غبار میمون در این فیلم چه بود ولی برایم بیشتر نقش کتابدار و کتابخانه جذابیت داشت. یک کتابدار در هر شرایطی می تواند نقش عمیق خود را در ارائه اطلاعات دقیق ایفا کند. حتی شاید بهتر از گوگل!