دیروز ساعت هفت و نیم، جلسه پرونده ارتقای یکی از همکاران را داشتیم و همزمان جلسه با معلم مدرسه بود و قرار بود کارنامه این ترم بچه ها را هم بدهند. طبیعی بود که نمی شد من بروم مدرسه. این شد که پیام دادم به معلم ملیکا جان که من به دلایلی امکان حضور را ندارم. امروز صبح که رفتم مدرسه، مدیر مدرسه را دیدم و قضیه را توضیح دادم و کارنامه را گرفتم. با خنده و خوشحالی گفت مبارک باشه! وقتی کارنامه را دیدم خیلی خوشحال شدم. همه مقیاسها عالی بود و درخشان. واقعاً خستگی از تنم در رفت. حالا درک می کنم زمانی که ما در مدرسه نمره خوبی کسب می کردیم پدر و مادر ما چه حالی پیدا می کردند. بحث نمره اش نیست. بحث تلاش کردن و نتیجه دیدن است. یادش بخیر یک معلم کلاس سوم دبستان داشتیم که وقتی دانش آموزی نمره کم می گرفت با همان لهجه شیرین شیرازی می گفت: هوش داری، استعدادم داری ولی پشتکار نداری! پشتت باید گرم باشه همیشه! ما بچه ها فکر میکردیم منظور از پشت گرم یعنی باید به بخاری تکیه بدهی! به بخاری پشت می کردیم و بعد می گفتیم چرا نمره مان زیاد نمیشه! او هم می خندید و منظورش را توضیح می داد. خلاصه اینکه هوش خالی بی فایده است پشتکار هم باید کنارش باشد. این را دقیقاً راجع به یکی از هم اتاقی هایم لمس و درک کردم. دوره دانشجویی او کسی بود که حتی نمی دانست ایمیل چیست و چطوری باید یک پیوست را از طریق ایمیل فرستاد. ولی باور کنید شب تا صبح آنچنان درس می خواند و ترجمه می کرد و می نوشت که الان ثمره اش را می بیند. یکی از استادان به نام رشته است برای خودش! این است ماجرای همت و تلاش. همت بلند دار که مردان روزگار از همت بلند به جایی رسیده اند