چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۲ | 2:20 | امیر رضا اصنافی -
دیروز ملیکا جان را برده بودم یک پارک کوچک در فلان جا. نشسته بودم و بازی کردنش را تماشا می کردم که جر و بحث دو سه نوجوان با هم توجهم را جلب کرد. شنیدم که درباره استوری، تگ، و این چیزها حرف می زدند. تو چرا من را توی استوری هات تگ می کنی؟ لایک های من از کامنتهای تو بیشتره و از این حرفها. خلاصه بحثشان خیلی داغ بود در عالم نوجوانی. ناخوداگاه رفتم به دوران کودکی و نوجوانی ام که بحث های ما سر چه چیزی بود. گل کوچک و جر زنی هایش، کارت های بازی، فیلمهای آتاری، تشتک نوشابه زمزم و این چیزها. این تغییرات سلیقه و ذائقه نسلها خیلی جالب است و هزاران هزار نکته باریک تر از مو دارد که خیلی باید به آن توجه کرد...