دیشب، بر حسب اتفاق گذرم به یکی از فروشگاه های زنجیره ای شبانه روزی افتاد و یکی دو قلم کالای ضروری گرفتم. بگذریم که به خاطر خرید همین دو قلم، دقایق زیادی معطل شدم تا خریدارانی که سبد سبد تاخرخره، خرید کرده بودند کارشان تمام شود. وقتی حدود ساعت یک ربع به دوازده نیمه شب از فروشگاه بیرون آمدم و دیدم که چقدر این فروشگاه شلوغ است با خودم فکر کردم چی میشد اگر کتابخانه های عمومی ما هم شبانه روزی بودند و البته نه اینکه کتابدارانشان دست روی دست بگذارند و صبر کنند یکی بیاید از در تو و کتابی دستش بدهند یا طرف مستقیم برود سالن مطالعه. خدمت به معنی واقعی و دارای ارزش افزوده ارائه شود. تا نیاز در مخاطب ایجاد شود که میتواند نیمه های شب هم بیاید کتابخانه و از آن بهره مند شود. شاید سبد سبد تا خرخره، کتاب برداشت و برد منزل، شاید از وای فای داخل کتابخانه استفاده کرد، شاید توانست آنجا در آرامش بنشیند و کارهای تحقیقاتی خود را انجام دهد و شایدهای دیگر. آرزوی گنگ و دوری نیست و شاید با کمی برنامه ریزی بتوان به آن رسید.