چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 13:4 | امیر رضا اصنافی -
امروز برای سنجش ورودی مدرسه و کلاس اول ملیکا جان رفته بودیم حوالی خیابان پاسداران. از هفت و نیم صبح رسیدیم که نوبتمان از بین نرود. هشت صبح نوبتش بود. خیلی هیجان داشت و خوشحال بود. برگه ای را تکمیل کردیم و به مسئولانش دادیم. منتظر شدیم تا صدایمان کنند چون او را برای سنجش به اتاق دیگری بدون حضور والدین بردند. تقریبا 45 دقیقه بعد آمد و خوشحال بود که اولین تجربه امتحانش را خوب پس داده. بینایی و شنوایی سنجی و سایر موارد خوب بود. گفتم باباجان تازه اولشه! هنوز مونده تا کلی کنکور و امتحان را طی کنی! هنوز مانده تا شکستها و پیروزیها و اشکها و لبخندها را ببینی. هنوز مانده....